«در شهر خبری نیست»، این نامه برسد به دست رامین پرچمی

آقا رامین سلام،

در خبرها خواندم؛ از زندان به مرخصی آمده اید و مدت این مرخصی چند روزه، یک شنبه 22 آبان 1390 به پایان می رسد و دوباره باید به زندان برگردید.

احتمالا در این چند روز که از زندان آمده اید کنجکاوانه به هر سو سرک کشیده اید، احتمالا بو کشیده اید، احتمالا سراپا دنبال ردی هرچند کوچک از گرمای جنبش سبزمان همچون روز 25 بهمن که شما دستگیر شدید، گشته اید.

حتما می خواهید بدانید؛ در این مدت که در زندان بودید، بیرون از زندان چه خبر بود؟

آیا در این چند روز مرخصی به اینترنت سری زده اید؟ آیا به بالاترین، آزادگی، فیس بوک، توئیتر، فرندفید و دیگر شبکه های اجتماعی آمده اید؟ آیا از اطرافیانتان شنیده اید که چه جمله ها درباره شما ساخته اند؟

اول بار یکی از بچه های وبلاگ نویس این جمله را نوشت و دهان به دهان در شهر پیچید. «به سلامتی بازیگری که همیشه نقش بزدلارو بازی کرد ولی الان پشت میله های زندان داره تاوان شجاعتشو میده.»

آقا رامین، بعد از نبودن شما، ما به شدت سرکوب شدیم. عده ای مجبور به ترک وطن شدند و آوارگی را انتخاب کردند و عده ای هم ماندند و البته ساکت ماندند.

اما ما مبارزه را ادامه دادیم، البته این بار نه طور واقعی که در دنیای مجازی مبارزه کردیم. هر روز لینک دادیم و لینک دادیم و لینک دادیم.

آقا رامین، ما دچار تناقض عجیبی شده ایم.

حتما در این چند روز با خبر شده اید که بعد از دستگیری شما، کشورهای عربی یکی پس از دیگری، دومینووار، حکومت های دیکتاتور خود را سرنگون کردند یا درحال سرنگون کردن آن هستند ولی بعد از دستگیری میرحسین و کروبی، ایران قیامت نشد و همه سر در گیربان فرو برده و به بدبختی خویش سرگرم شدند.

آقا رامین، بعد از نبودن شما عده ای با نام «سبزالهی» در بین ما نفوذ کردند و مرتب ما را به سکوت فراخواندند.

شورای ساختگی «هماهنگی راه سبز امید» ساختند و با رخنه در بدنه گرم جنبش آن را سرد و ناامید کردند.

آقا رامین، قرار است فردا به زندان برگردید، بیشتر از این نمی خواهم اخبار ناامید کننده بگویم. می دانم که شما آدمی معمولی نیستید که با این صحبت ها ناامید شوید.

شما امید ما هستید. امیدوارم مرخصی شما به آزادی کامل تبدیل شود تا مجبور نباشید به زندان برگردید.

این هایی که گفتم درد و دل های یک جوان ایرانی بود که با دیدن عکس شما پس از آمدن به مرخصی بغضش ترکید و نتوانست چیزی نگوید.

آقا رامین بدان که پیروزی نزدیک است. ما دوباره گرم خواهیم شد. ما دوباره جوانه خواهیم زد و تکثیر خواهیم شد، البته این بار بدون اصلاح طلبان نفوذی، جنبش سبزمان را گرم خواهیم کرد. آن قدر گرم که زبانه آتشش، بسوزاند هر که در او ناخالصی باشد. تا سیه روی شود، هر که در او غش باشد.

در پایان از ته قلبم دوست دارم یک بار دیگر این جمله را با خود تکرار کنم؛

 «به سلامتی بازیگری که همیشه نقش بزدلارو بازی کرد ولی الان پشت میله های زندان داره تاوان شجاعتشو میده.»

رامین پرچمی در مرخصی چند روزه از زندان

رامین پرچمی در مرخصی چند روزه از زندان

رامین پرچمی در مرخصی چند روزه از زندان

لینک این مطلب در بالاترین و  دنباله، لطفا اگر پسندیدید رای دهید


Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s